work

verb

A1 #19 رایج‌ترین

تعریف

To perform tasks or activities for a purpose

مثال

I work at a software company downtown.

مترادف‌ها

labor toil

متضادها

rest relax

موضوع

employment
مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!

یادگیری زبان‌ها را رایگان شروع کنید

شروع رایگان یادگیری