工作

gōngzuò

verb

A1 #34 رایج‌ترین

تعریف

to work

مثال

我努力工作。

مترادف‌ها

劳动

متضادها

休息

موضوع

work
مفید بود؟

لغات مرتبط

هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!

یادگیری زبان‌ها را رایگان شروع کنید

شروع رایگان یادگیری