saturação

noun

A1

تعریف

Estado de estar completamente cheio ou impregnado

مثال

A saturação do mercado levou à queda nos preços.

موضوع

Chemistry
مفید بود؟

لغات مرتبط

هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!

یادگیری زبان‌ها را رایگان شروع کنید

شروع رایگان یادگیری