saturação
noun
A1
تعریف
Estado de estar completamente cheio ou impregnado
مثال
A saturação do mercado levou à queda nos preços.
موضوع
Chemistry
مفید بود؟
لغات مرتبط
نظرات (0)
برای نظر دادن وارد شوید
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک میگذارد!
یادگیری زبانها را رایگان شروع کنید
شروع رایگان یادگیری